تبليغاتX
۩۞۩ این نیز بگذرد ۩۞۩
ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد ، دنیا چو هست بر گذر این نیز بگذرد

 

خداوندا بر محمد بنده و فرستاده­ات و بر خاندان پاکش درود فرست و آنان را به بهترین درودها و رحمت و برکات و سلام خود مخصوص گردان، الهی پدر و مادر مرا به کرامت نزد خود و درود از سوی خود اختصاص ده، ای مهربانترین مهربانان. خداوندا بر محمد و آلش درود بفرست و دانش آنچه از حقوق ایشان که بر من لازم است به من الهام کن و دانش تمام آن واجبات را بدون کم و زیاد برایم فراهم نما، آنگاه مرا به آنچه در این زمینه به من الهام کردی به کار گیر، و توفیقم ده تا نسبت به آنچه به من بصیرت میدهی اقدام کنم، تا به کار بستن چیزی از آنچه به من تعلیم داده­ای از دستم نرود، و ارکان بدنم از خدمتی که مرا به آن ملهم فرموده­ای احساس گرانی ننماید.خداوندا بر محمد و آلش درود فرست همانطور که ما را به وجودش سرافراز فرمودی، و بر محمد و آلش درود فرست همان سان که به سبب آن حضرت حقی از ما بر عهده­ی مردم واجب نمودی. خداوندا چنان کن که از هیبت پدر و مادرم چون هیبت سلطان خودکامه بیمناک باشم و به هر دو چون مادری مهربان نیکی نمایم و اطاعت از آنان و نیکی به هردوی آنان را در نظرم از لذت خواب در چشم خواب آلوده شیرینتر و برای سوز سینه­ام از شربت گوارا در ذائقه تشنه خنکتر گردان تا خواسته ایشان را بر خواسته خود ترجیح دهم و خرسندی آن دو را بر خرسندی خود مقدم دارم، و خوبی ایشان را در حق خود هرچند اندک باشد زیاد ببینم و نیکویی خود را درباره ایشان گرچه بسیار باشد کم شمارم. خداوندا صدایم را در محضر انان ملایم کن و گفتارم را بر آنان دلنشین فرما و خویم را نسبت به آنان نرمی عنایت کن و قلبم را بر هر دو مهربان ساز و مرا نسبت به هر دو خوشرفتار و دلسوز قرار ده. خداوندا هر دو را به پاس تربیت من جزای نیکو ده و در مقابل آنکه مرا گرامی داشتند جزای خیر عطا فرما و هر چه را در کودکی نسبت به من منظور داشته اند در حق ایشان منظور کن. خداوندا، اگر از جانب من آزاری به آنان رسیده یا از من کار ناخوشایندی دیده­اند یا حقی از آنان به وسیله من از بین رفته همه را موجب پاک شدن آنان از گناهانشان و مایه رفعت مقامشان و افزونی حسناتشان قرار ده ای که بدیها را به چندین برابر به خوبی تبدیل مینمایی الهی اگر در گفتار با من از اندازه بیرون رفته اند یا در عملی نسبت به من زیاده روی نموده اند یا حقی از من ضایع کرده اند یا از وظیفه پدر و مادری در حق من کوتاهی نموده اند حق خود را به آنان بخشیدم و آن را برایشان نثار کردم و از تو میخواهم که وزر و بال آن را از دوش آنان برداری زیرا که من نسبت به خود آنان را در کوتاهی حق متهم نمیکنم و آنان را در مهربانی در حق خودم سهل انگار نمیدانم و از آنچه درباره ام انجام داده اند ناراضی نیستم ای پروردگار من، زیرا رعایت حق آنان بر من واجبتر و احسانشان نسبت به من دیرینه تر و منتشان بر من بیشتر از آن است که از آنان از روی عدل تقاص بکشم. یا نسبت به ایشان معامله به مثل کنم.الهی اگر چنین کنم پس روزگار مدیدی که در تربیت من سپری کرده اند و رنجهای زیادی که در نگاهداری من تحمل نموده اند و آن همه که بر خود تنگ گرفتند تا زندگی مرا گشایشس باشد چه شود؟ بدون شک بعید است که بتوانند حق خود را از من دریافت دارند و من نمیتوانم حقوقی را که بر عهده ام دارند تدارک نمایم، و وظیفه خدمت آنان را بجای اورم پس بر محمد و آلش درود فرست و ای بهترین کسی که از تو یاری جویند مرا یاری ده و ای راهنماینده تر کسی که به او روی آورده میشود مرا توفیق ده و در ان روز که همه بدون آنکه بر آنان ستم رود جزا میبینند مرا در زمره آنان که عاق پدر و مادرند قرار مده. خداوندا بر محمد و آل او و نسل او درود فرست و پدر و مادرم را به بهترین چیزی که پدران و مادران بندگان با ایمانت را به آن مخصوص گرداندی مخصوص گردان ای مهربانترین مهربانان خداوندا یاد انان را در پس نمازهایم و در هیچ وقتی از اوقات شبم، و ساعتی از ساعات روزم از صفحه قلبم مزدای. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست و مرا به برکات دعایی که برای آنان دارم بیامرز و آن دو را به سبب خوبیهایی که در حق من داشته اند مشمول غفران حتمی قرار ده و از انان به شفاعت من از انان به طور مسلم خشنود شو و آنان را با کرامت به سر منزل سلامت برسان . خداوندا اگر پدر و مادرم را پیش از من آمرزیده ای پس ایشان را شفیع  من قرار ده و اگر مرا پیش از انان مورد آمرزش قرار داده ای پس مرا شفیع ایشان کن تا در پرتو مهربانیت  در سرای کرامت و جایگاه مغفرت و رحمتت گرد آئیم زیرا که تو صاحب فضل بزرگ و نعمت قدیمی و تو مهربانترین مهربانانی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

 

خداوندا بر محمد بنده و فرستاده­ات و بر خاندان پاکش درود فرست و آنان را به بهترین درودها و رحمت و برکات و سلام خود مخصوص گردان، الهی پدر و مادر مرا به کرامت نزد خود و درود از سوی خود اختصاص ده، ای مهربانترین مهربانان. خداوندا بر محمد و آلش درود بفرست و دانش آنچه از حقوق ایشان که بر من لازم است به من الهام کن و دانش تمام آن واجبات را بدون کم و زیاد برایم فراهم نما، آنگاه مرا به آنچه در این زمینه به من الهام کردی به کار گیر، و توفیقم ده تا نسبت به آنچه به من بصیرت میدهی اقدام کنم، تا به کار بستن چیزی از آنچه به من تعلیم داده­ای از دستم نرود، و ارکان بدنم از خدمتی که مرا به آن ملهم فرموده­ای احساس گرانی ننماید.خداوندا بر محمد و آلش درود فرست همانطور که ما را به وجودش سرافراز فرمودی، و بر محمد و آلش درود فرست همان سان که به سبب آن حضرت حقی از ما بر عهده­ی مردم واجب نمودی. خداوندا چنان کن که از هیبت پدر و مادرم چون هیبت سلطان خودکامه بیمناک باشم و به هر دو چون مادری مهربان نیکی نمایم و اطاعت از آنان و نیکی به هردوی آنان را در نظرم از لذت خواب در چشم خواب آلوده شیرینتر و برای سوز سینه­ام از شربت گوارا در ذائقه تشنه خنکتر گردان تا خواسته ایشان را بر خواسته خود ترجیح دهم و خرسندی آن دو را بر خرسندی خود مقدم دارم، و خوبی ایشان را در حق خود هرچند اندک باشد زیاد ببینم و نیکویی خود را درباره ایشان گرچه بسیار باشد کم شمارم. خداوندا صدایم را در محضر انان ملایم کن و گفتارم را بر آنان دلنشین فرما و خویم را نسبت به آنان نرمی عنایت کن و قلبم را بر هر دو مهربان ساز و مرا نسبت به هر دو خوشرفتار و دلسوز قرار ده. خداوندا هر دو را به پاس تربیت من جزای نیکو ده و در مقابل آنکه مرا گرامی داشتند جزای خیر عطا فرما و هر چه را در کودکی نسبت به من منظور داشته اند در حق ایشان منظور کن. خداوندا، اگر از جانب من آزاری به آنان رسیده یا از من کار ناخوشایندی دیده­اند یا حقی از آنان به وسیله من از بین رفته همه را موجب پاک شدن آنان از گناهانشان و مایه رفعت مقامشان و افزونی حسناتشان قرار ده ای که بدیها را به چندین برابر به خوبی تبدیل مینمایی الهی اگر در گفتار با من از اندازه بیرون رفته اند یا در عملی نسبت به من زیاده روی نموده اند یا حقی از من ضایع کرده اند یا از وظیفه پدر و مادری در حق من کوتاهی نموده اند حق خود را به آنان بخشیدم و آن را برایشان نثار کردم و از تو میخواهم که وزر و بال آن را از دوش آنان برداری زیرا که من نسبت به خود آنان را در کوتاهی حق متهم نمیکنم و آنان را در مهربانی در حق خودم سهل انگار نمیدانم و از آنچه درباره ام انجام داده اند ناراضی نیستم ای پروردگار من، زیرا رعایت حق آنان بر من واجبتر و احسانشان نسبت به من دیرینه تر و منتشان بر من بیشتر از آن است که از آنان از روی عدل تقاص بکشم. یا نسبت به ایشان معامله به مثل کنم.الهی اگر چنین کنم پس روزگار مدیدی که در تربیت من سپری کرده اند و رنجهای زیادی که در نگاهداری من تحمل نموده اند و آن همه که بر خود تنگ گرفتند تا زندگی مرا گشایش باشد چه شود؟ بدون شک بعید است که بتوانند حق خود را از من دریافت دارند و من نمیتوانم حقوقی را که بر عهده ام دارند تدارک نمایم، و وظیفه خدمت آنان را بجای اورم پس بر محمد و آلش درود فرست و ای بهترین کسی که از تو یاری جویند مرا یاری ده و ای راهنماینده تر کسی که به او روی آورده میشود مرا توفیق ده و در ان روز که همه بدون آنکه بر آنان ستم رود جزا میبینند مرا در زمره آنان که عاق پدر و مادرند قرار مده. خداوندا بر محمد و آل او و نسل او درود فرست و پدر و مادرم را به بهترین چیزی که پدران و مادران بندگان با ایمانت را به آن مخصوص گرداندی مخصوص گردان ای مهربانترین مهربانان خداوندا یاد انان را در پس نمازهایم و در هیچ وقتی از اوقات شبم، و ساعتی از ساعات روزم از صفحه قلبم مزدای. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست و مرا به برکات دعایی که برای آنان دارم بیامرز و آن دو را به سبب خوبیهایی که در حق من داشته اند مشمول غفران حتمی قرار ده و از انان به شفاعت من از انان به طور مسلم خشنود شو و آنان را با کرامت به سر منزل سلامت برسان . خداوندا اگر پدر و مادرم را پیش از من آمرزیده ای پس ایشان را شفیع  من قرار ده و اگر مرا پیش از انان مورد آمرزش قرار داده ای پس مرا شفیع ایشان کن تا در پرتو مهربانیت  در سرای کرامت و جایگاه مغفرت و رحمتت گرد آئیم زیرا که تو صاحب فضل بزرگ و نعمت قدیمی و تو مهربانترین مهربانانی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

http://errooortm.com/group/img/up/1257327932.jpg

ما امروز خانه های بزرگتر اما خانواده های كوچكتر داریم ؛ راحتی بیشتر اما زمان كمتر
مدارك تحصیلی بالاتر اما درك عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص كمتر داریم .
متخصصان بیشتر اما مشكلات نیز بیشتر ؛ داروهای بیشتر اما سلامتی كمتر
بدون ملاحظه ایام را میگذرانیم خیلی كم میخندیم ،خیلی تند رانندگی میكنیم، خیلی زود عصبانی میشویم ، تا دیربیدار میمانیم ، خیلی خسته از خواب بر میخیزیم، خیلی كم مطالعه میكنیم،اغلب اوقات تلویزیون نگاه میكنیم وخیلی بندرت دعا میكنیم.
چندین برابر مایملك داریم اما ارزشهایمان كمترشده است .خیلی زیاد صحبت میكنیم ، به اندازه كافی دوست نمیداریم وخیلی زیاد دروغ میگوییم.
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی كردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم ونه زندگی را به سالهای عمرمان
ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع كوتاهتر ، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاههای باریكتر
بیشتر خرج میكنیم اما كمتر داریم ، بیشتر خرج میكنیم اما كمتر لذت میبریم .
ما تا ماه رفته وبرگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یك سوی خیابان به آن سو برویم .
بیشتر مینویسیم اما كمتر یاد میگیریم ، بیشتر برنامه میریزیم اما كمتر به انجام میرسانیم.
عجله كردن را آموخته ایم ونه صبر كردن ، درآمد های بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

به این تست شك نكنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است كه این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان استپاسخهایش هم اصلاً كار دشوارى نیست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنید. یك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید كه بتوانید امتیازهایى كه گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع كنید:
شك نكنید: شخصیت خود را محک بزنید

1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زیر، ه- - خیلى آهسته

۳) وقتى با دیگران صحبت مى كنید؛

الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب- دستها را در هم قلاب مى كنید،
ج _ یك یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنید، مى زنید،
و ه-_ با گوش خود بازى مى كنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىكنید

۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

الف _ زانوها خم و پاها تقریباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بیرون،
د _ یك پا زیر دیگرى خم

۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهید؟

الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك

۶) وقتى وارد یك میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنید و سریع به دنبال شخصى كه مى شناسید، مى گردید
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شوید، سعى مى كنید به نظر سایرین نیایید

۷) سخت مشغول كارى هستید، بر آن تمركز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى كند؛

الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى كنید
ب _ بسختى ناراحت مى شوید
ج _ حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود

۸) كدامیك از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى
ب- سیاه
ج- زرد یا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تیره یا ارغوانى
و- سفید
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشید؟

الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دایره اى
د- سر بر روى یك دست
ه- سر زیر پتو یا ملافه...

۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید كه:

الف- از جایى مى افتید.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج- به دنبال كسى یا چیزى هستید.
د- پرواز مى كنید یا در آب غوطه ورید.
ه- اصلاً خواب نمى بینید.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

 

آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور درخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى به رسوايى افتاد.
يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود و پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.

 

زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،
با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد .

مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اين است که مهم باشي! حتي براي يک نفر .
مهم نيست شير باشي يا آهو مهم اين است با تمام توان شروع به دويدن کني .
كوچك باش و عاشق.. كه عشق مي داند آئين بزرگ كردنت را .


بگذارعشق خاصيت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسي .

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن .

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست.

"نلسون ماندلا "

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

عكس بامزه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

امشب غریب‎آباد دل سیه‏پوش عزای توست. امشب بر گلوی آسمان بغضی سخت بر جای مانده، امشب ابرها صیحه می‏زنند، زمین بر خود می‏لرزد و ضجه‏هایی غریب، بنیان مدینه را از هم می‏پاشد. مدینه در تب غم می‏سوزد، آه سردی بر چهره شهر نقش بسته است، مردی از کنخ خانه‏ای ساده چشم از جهان فرو می‏بندد.

گویی امواج خروشان علم در ساحل ابدیت آرمیده است، گویی عشق با تمام وسعتش در دل خاک جای گرفته است. همه جا سخن از اوست، نامش به صداقت آسمان می‏ماند، مدینه روزهای با او بودن را خوب به یاد دارد، لطافت روحش مدینه را بهشتی می‏کرد، و سوز مناجاتش به خاک بها می‏داد. کرسی درسش اندیشه‏ها را بارور، عقل‏ها را متحیر و دل‏ها را مبهوت می‏کرد.

او از سلاله "لو کشف الغطا" است. می‏دانی از چه کسی می‏گویم و در ماتم که می‏سوزم، هم او که نامش بر سردرِ ابواب جنت نوشته شده است. مردی که به نور او بهشت را آفریدند آسمان برای او می‏بارد، و زمین برای او می‏بالد و گل‏ها برای او می‏خندند.

نامش جعفر است و لقبش صادق، که به صدقش ملائک گواه بودند. او کوثری بود که هر که از زلال حکمتش نوشید؛ حکیم شد و هر که بر کرانه عرفاتش قدم نهاد، مجنون شد، خطیبان، به بیان او خطبه‏خوان شدند؛ هم او که به فرداها روشنی داد، و انسان‏ها را از جهل رهانید، امشب در سکوت شب، بر صادق آل محمد(صلی‏الله‏علیه ‏و ‏آله)‏ می‏گریم و بر غربت او اشک می‏ریزم. امشب تا سپیده‏دمان، هق هق گریه‏ام و فریادم را با پیک اشک و عشق به بقیع خواهم رساند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت   توسط هاجر سادات  | 

بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم


گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت   توسط هاجر سادات  |